|
مدیریت: علم دانستن _ هنر توانستن
|
اعتراض فعالان حقوق بشر
• سعید مرتضوی دادستان تهران و یکی از بزرگترین عوامل نقض کننده ی حقوق بشر در ایران، همراه با جمال کریمی راد سخنگوی قوه قضائیه در نشست افتتاحیه ی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد شرکت می کنند
• عبدالکریم لاهیجی وکیل و نایب رئیس فدراسیون جهانی جوامع دفاع از حقوق بشر اعلام کرد: سازمان های حقوق بشر همه کوشش خود را خواهند کرد آقای مرتضوی در سوئیس بازداشت شود. رضا معینی مسئول بخش ایران سازمان گزارشگران بدون مرز نیز گفت: این سازمان ساکت نخواهد نشست ...
نمايندهي مردم اردبيل، خاطرنشان كرد: نقش بارز و تعيين كننده آذربايجان در تاريخ ايران غيرقابل انكار است، حكومت كشور واحد ايران، تشكيل اولين دولت ملي و اولين مجلس شوراي ملي را شاه اسماعيل صفوي بنا نهاد...

« من اکنون ايستاده ام و خود را می نگرم که
دارم از پس ابرهای نمودين خويش سر می زنم ...
هجرت آغاز شده است و..
می دانم اين آتشی که در من سر بر داشته است،
نه يک حريق، که آتش يک کاروان است!
آتشی که بر راه می ماند و کاروان می گذرد ...
بازگشت به خويش، هجرت از خويش،
بازيافتن خويشتن خويش، فرار به سوی خويش ...
چه ميگويم؟ چه زبون اند اين کلمات!
خورشيد از سينه دريا سر زده است و
من ... چشم در قلب مذاب خورشيد دوخته ام
همچون شمع - که در "گريستن" خويش، قطره قطره ميميرد-
در اين "نگريستن" خويش ذوب ميشوم ...»
(شريعتی مزينانی علی (شمع)
دکتر علی شریعتی در دوم آذر ماه سال هزار و سیصد و دوازده در روستای کاهک از توابع سبزوار به دنیا آمد . پدرش محمد تقی شریعتی از محققان و نویسندگان دینی معاصر و مادرش زهرا امینی است .
دوران دبستان را در مزینان گذراند و برای ادامه تحصیل در مقطع دبیرستان وارد دبیرستان فردوسی مشهد شد و در سال 1329 وارد دانشسرای مقدماتی مشهد شد. در سال 1331 دانشسرای مقدماتی را به پایان رساند و اقدام به تاسیس انجمن اسلامی دانش آموزان نمود.
در سال 1332 به عضویت نهضت مقاومت ملی در آمد و در سال 1333 موفق به اخذ دیپلم کامل ادبی شد و در همان سال اولین کتاب خود را که ترجمه ای از یک کتاب بود به چاپ رساند.
دکتر علی شریعتی در سال 1334 وارد دانشکده ادبیات مشهد شد و در همان سال اقدام به انتشار یکی از انقلابی ترین کتابهای خود یعنی ابوذر غفاری نمود .
در سال 1336 به همراه عده ای از اعضای نهضت مقاومت ملی در مشهد دستگیر شد و در سال 1337 از دانشکده ادبیات با رتبه اول فارق التحصیل شد و با یکی از همکلاسیان خود به نام پوران شریعت رضوی ازدواج کرد .
دکتر علی شریعتی در سال 1338 با بورسیه دولتی برای ادامه تحصیلات عازم فرانسه شد و در آنجا هم دست از مبارزه بر نداشت و به سازمان آزادیبخش الجزایر پیوست و به همین دلیل مدتی را در زندان فرانسه به سر برد و در همانجا بود که با افکار نوین افرادی چون سارتر و فانون و ... آشنا شد .
در سال 1341 بود که به همکاری با جبهه ملی و نهضت آزادی و نشریه ایران آزاد پرداخت و به همین دلیل پس از پایان تحصیلات و اخذ مدرک دکتری در رشته تاریخ و مراجعت به ایران در مرز دستگیر شد ولی پس از مدتی آزاد شد و به همکاری با اداره فرهنگ پرداخت و پس از آن به عنوان کارشناس بررسی کتب درسی منسوب شد .
اوج فعالیتهای دکتر در سال 1345 هنگامی که به عنوان استادیار رشته تاریخ دانشکده مشهد برگزیده شد ، شروع شد و در سال 47 بود که به سخنرانیهای آتشین خود در حسینیه ارشاد پرداخت و به همین علت در سال 52 به مدت 18 ماه در زندان انفرادی شهربانی بود. که پس از آن از سخنرانی منع و خانه نشین شد و مجبور به ترک ایران شد که متاسفانه این سفر دیگر بازگشتی نداشت .
دکتر علی شریعتی در سحرگاه 29 خرداد 1356 در سوت همپتون انگلیس جان به جان آفرین تسلیم می کند و دوستان و آشنایان با افکارش را در غمی بزرگ فرو می برد.
فردا سالگرد درگذشت دكتر شريعتی است؛ از دكتر تا كنون تجليل و تحليل فراوان شده است، اما طبيعی است كه به خاطر گذر زمان نسل جوان امروز ايران با انديشه ی او آشنا نباشند و يا تحليلی از شخصيت وی نداشته باشند؛ ولی واقعيت اين است كه جامعه به قانون عمومی نگاه دكتر شريعتی به دين، به سختی نيازمند است:
امروز جامعه ما به شدت در جدال بين نگاه سنتی و قرائت معاصر از دين و سكولاريسم مانده است. بعضی خود را نماينده ی خداوند میشناسند و انديشههای متحجر خود را به نام دين ارائه میكنند و بعضی به انديشه اصلاحطلبانه دينی و گروهی به نفی دين فرا میخوانند.درست اين قاعده در دوران شريعتی در اوج بود. شريعتی مقاومت سرسختانهای بين دو لبه قيچی قاريان واپسگرای دينی و نفی كنندگان دين میكرد. مكتب مخالفت سنتی با شريعتی كه تا امروز در نام و تفكر مصباحيسم قدرت فراوانتری گرفته و قوه مجريه به نوعی شاگردان آن مكتب معرفی شدهاند، شريعتی را بیدين میخواندند. صدها كتاب در آن سالها از حوزه انديشه سنتی دينی عليه او نوشته شد. از سوی ديگر هم روشنفكران سكولار و احياناً ضد دين، حمله بی امانی را عليه شريعتی سامان میدادند كه او از عنصر پوسيده دين بهره میگيرد.قاعده توجه به دين و ارائه متناسب با شرايط زمان و مكان، هنر شريعتی بود كه مخاطب جوان را در آن روزگار به خود جلب كرد. قطعاً شريعتی اگر امروز بود سخنان ديگری هم میگفت. شايد برای جوانان امروز ايرانی محتوای حرفهای دكتر، جاذبه و اهميت ويژهای نداشته باشد ولی قاعده و قانون نفی دين سنتی و مقابله با سكولاريزم نافی دين، قاعده ماندگاری است كه امروز جامعه ما بيش از هميشه به آن قانون نياز دارد.

آن دسته از دانشجویانی که سال 73 از کنار زمین چمن دانشگاه شریف رد میشدند بازیکنی را میدیدند که به تنهایی در سرمای زمستانی با شورت ورزشی دور زمین میدود و تمرین میکند.شاید هیچکس گمان نمیکرد آن بازیکن سختکوش اردبیلی که با پیکان قرمز رنگش صبح به صبح به دانشگاه میآمد و بعد از تمام شدن کلاسهایش راهی زمین چمن میشد، بعدها به اسطورهای در فوتبال ایران تبدیل شود.
" آنقدر با سر به دیوار خانهمان هد زدم که گچ دیوار خانهمان ریخت".
دایی دیر فوتبال را شروع کرد چرا که به پدرش قول داده بود اول تحصیلش را تمام کند و بعد سراغ ورزش برود. اولین بازی ملیاش را در 24 سالگی انجام داد و از آن پس بیش از 10 سال است که در سطح اول فوتبال ایران بازی میکند. قابلیتهای استثناییاش هر مربیای را وادار میکرد تا از او بطور ثابت استفاده کند. اعتماد به نفسی که در دایی هست را در کمتر فوتبالیستی میبینیم. کار و بار یک مهندس که به جماعت لمپن و سطح فرهنگی خاص که بیافتد تقابل دیدنی میشود اما دایی نشان داد در طول این 14 سال چگونه با آنها برخورد کند.نه فک و فامیل دایی در فدراسیون بود، نه پارتی خاصی داشت. او نشاندهنده قشری بود که تنها و تنها با لیاقت به همه چیز رسید. دیگر تا سالها مثل دایی نخواهد آمد. اسطورهای ناب که در این آشفته بازار با لیاقت به همهجا رسید
"زمانی که در بازیهای آسیایی پکن مصدوم شدم، یک سال و نیم یک نفر در را به رویم باز نکرد که آقا اصلا تو هستی؟"
میتوان گفت این اخلاق اوست که از او دایی ساخته است.در اوج متواضع، بیسر و صدا، بدون جار و جنجال کار خودش را میکند. طی چند سالی که در آلمان بازی میکرد، خبرنگاران سمج آن کشور که از کاه کوه میسازند( و نمونه آخرش ماجرای مهدویکیا) نتوانستند کوچکترین ضعف اخلاقی از او بدست آورند. دایی 30 ساله ومجرد آنقدر با اخلاق بود که تنها به هدف اصلیاش که فوتبال بود فکر کند و در زمانی که قدرتمندترین مهاجمان تاریخ فوتبال بایرن مونیخ نظیر البر حضور داشتند مربی را وادار کند تا از او در ترکیب فیکس استفاده کند. یادمان نمیرود عکس روی جلد روزنامه بیلد را که در جشن قهرمانی بایرن علی دایی را به تصویر کشیده بود که در میان انواع مشروبها و الکلهای رنگارنگ وجشن بازیکنان در گوشهای نشسته و تنها نظارهگر است. دایی در تمام سالهایی که به فوتبال مشغول بوده است، یک قران از پولهایش را از ایران خارج نکرده است،همه را در ایران به کار انداخته است. ساخت چندین و چند کارخانه در زادگاهش که مستمری صدها خانوار را تامین میکند تنها گوشهای از این کمکهاست.در ماجرای زلزله بم که بسیاری از ورزشکاران برای مطرح کردن نام خود کمکهایشان را به رخ این و آن میکشیدند، دایی بدون سرو صدا دهها میلیون تومان به بمیها کمک کرد بیآنکه درصدد مطرح کردن خود باشد. آنها که از نزدیک او را میشناسند میدانند که در هرکار خیرخواهانهای او پیشقدم است و ثروت خود را بیهیچ چشمداشت صرف مردم کشورش کرده و هیچ منتی را بر سر هیچکس نه گذاشته و نه میگذارد.چه مطابق با آنچه همیشه گفته است؛ " تنها با خدا معامله میکند".
دایی هیچگاه محبوب نبوده است چرا که در عمرش نه از کسی باج خواسته و نه به کسی باج داده است. با هیچ کس تعارف ندارد. آنجا که حق پایمال میشود میایستد و حقش را میگیرد. 15 سال است که نقش سیبل فحاشی و تهمت را بازی کرده است.هرگاه گل میزند میگویند که تیم مقابل ضعیف بوده! و یا شانسی بوده است. 109 گل برای تیم ملی زده است( رقمی که هیچ کس به خواب هم نمیبیند) بعد عنوان میکنند که همه را به مالدیو زده. لمپنیسم را ببینید تا کجا. چقدر پست و چقدر حقیر.در کجای جهان، در کدام مملکتی به بازیکنی که برای تیم ملی کشورش گل زده است چنین رفتاری میکنند؟ هر وقت تیم میبرد او هیچکاره است و بقیه بازیکنان بودهاند که زحمت کشیدهاند. هر وقت تیم می بازد بر روی سر دایی آوار میشوند حتی اگر یک اشتباه هم نداشته باشد. نمونه آخرش بازی با مکزیک. میرزاپور پاس اشتباه داده است، مهدویکیا میخواهد از 50 متری گل بزند، رضایی توپ را لو داده و گل خوردیم، کریمی در زمین راه رفته، مربی تعویضهایش درست نبوده ، همه بازیکنان در نیمه دوم بد بازی کردهاند اما دایی باید فحشش را بخورد.چقدر حقکشی؟ چقدر؟ تا جایی که صدای علی پروین هم درمیآید که چرا به دایی حمله میکنید. عادت ما ایرانیهاست که بعد از هر باخت میگردیم به دنبال کسی که تمام عقدههایمان را سرش خالی کنیم و دایی مدتهاست که این نقش را بر عهده گرفته است. خدا را شکر که در این مملکت زمان بازی که میشود همه کارشناس میشوند. هر بقال و چقال و نقالی به خودش اجازه میدهد که بدون کمترین اطلاعات ورزشی شدیدترین حملهها را به او بکند و انواع و اقسام فحشها و تحلیلهای عوامانه را نثار او و بازی او کند. از آن تحلیلهایی که مثلا" دایی به مربی تیم ملی خط میدهد!"، " دایی باعث شده تا مهاجمان جوان ما بسوزند!"" قدیمهایش خوب بود الآن نیست". در طول این سالها تیم ملی بیش از 10 مربی عوض کرده است و جالب اینجا که هر کدام تا آمدهاند از دایی به عنوان بازیکن فیکس استفاده کردهاند. از طالبی و شاهرخی گرفته تا ایویچ و بلازویچ و ایوانکوویچ. دایی ارث پدری اینها بوده یا ما بغض و کینه داریم و حسد میورزیم؟ چرا اینقدر غرض؟ علی دایی جز خدمت به فوتبال ایران چه کرده است؟ مگر نیست که هر مهاجمی زمانی که در کنار دایی قرار گرفت اوج فوتبال خود را سپری کرد؟ دوره اوج خداداد عزیزی چه زمانی بود؟ دوره اوج مدیرروستا چه زمانی؟ عقل نداریم، چشم که داریم. دایی چه گناهی کرده که مستحق چنین عقوبتی است؟ مگر همین 2 ماه پیش نبود که دایی در سن 37 سالگی در 10 بازی باشگاهی 14 گل زد؟ قسم حضرت عباستان را باور کنیم یا دم خروس را؟ هر بازیکنی یک روز بد بازی میکند، یک روز خوب. همه جای دنیا همین است. یک روز خوب. یک روز متوسط . یک روز هم بد. بازی دوم برزیل در همین جام را ببینید. رونالدو 70 دقیقه هیچ کار مثبتی نکرد. مردم برزیل آنقدر فحشش دادند؟ زیر باران ناسزا گرفتندش؟ در خبرها آمده بود که دایی بعد از بازی در تحمل این حجم ناسزا و توهین به گریه افتاده است. این رسمش بود؟ ببینید که با افتخار مملکتمکان چه میکنیم. عوض روحیه دادن و تشویق انتظار داریم تیم چهارم جهان را ببریم و اگر نبردیم کاپیتان تیم را که حتی یک پاس اشتباه هم نداده است زیر انتقاد و فحش بگیریم و اشک او را درآوریم. خجالت هم خوب چیزی است به خدا. بس کنید آقایان. بس کنید. راههای بهتری هم برای ابراز وجود هست.
افتخاری که دایی در فوتبال به آن رسیده است، به ذهن هیچ فوتبالیست نه تنها ایرانی، که حتی آسیایی نیز خطور نمیکند. کدام ایرانی و حتی کدام آسیایی است که در فینال جام باشگاههای اروپا حاضر شده باشد و مدال نقره آن مسابقات را به گردن آویزد؟ کدام فوتبالیستی است که در 149 بازی ملی برای کشورش 109 گل زده باشد؟ اولین و تنها بازیکن آسیایی که در مقر فیفا در زوریخ روی سن رفته باشد کیست؟ چه کسی است که در نمایشگاه فیفا جای پایش در کنار پله و مارادونا روی زمین به یادگار ثبت شده باشد؟ کیست که یک گروه موسیقی در برلین به افتخارش آهنگ میسازد؟ کیست که چندین فصل در معتبرترین لیگهای اروپایی و در بالاترین سطح بازی کرده است؟ دروازههای چلسی و آثمیلان وصدها باشگاه مقهور قدرت اعجابانگیز چه کسی شده است؟ کیست که اوتمار هیتزفلد، بکنبائر و پوشکاش به تحسینش لب گشودند؟ افتخار فوتبال ایران است علی دایی. در تمام دنیا ما را و فوتبال ما را با علی دایی میشناسند.
با کوبیدن دایی نه او کوچک میشود و نه منتقدانش بزرگ میگردند. آن قدر مقام و شخصیت او بزرگ و دستنیافتنی است که این غرضورزیها، این کینهتوزیها و این حسادتها نمیتوانند ذرهای وجود اساطیری او را بیالایند چه که فوتبال ما و فوتبال این قرن به ستارهای چون او افتخار میکند. اسطورهای چون او که تا ابد سایهاش بر فوتبال ما و کشور ما سنگینی میکند هرچند قدرش را ندانیم و لعن و نفرینش کنیم و به تیر تهمت و افترا از خود برانیمش.
امان از ما مردم زندهکش مرده پرست
حيدربابا ، ايلديريملار شاخاندا
سئللر ، سولار ، شاققيلدييوب آخاندا
قيزلار اوْنا صف باغلييوب باخاندا
سلام اولسون شوْکتوْزه ، ائلوْزه !
منيم دا بير آديم گلسين ديلوْزه
حيدربابا چو ابر شَخَد ، غُرّد آسمان
سيلابهاى تُند و خروشان شود روان
صف بسته دختران به تماشايش آن زمان
بر شوکت و تبار تو بادا سلام من
گاهى رَوَد مگر به زبان تو نام من
• ضربه دکو در دقیقه ۶۳ و در حالی که ابراهیم میرزاپور تنها به نظاره آن پرداخته بود، منجر به گل اول بازی شد و کریستیانو رونالدو در دقیقه ۷۹ از روی نقطه پنالتی گل دوم پرتغال را به ثمر رساند. تلاش های بازیکنان ایران در ادامه نیز بی نتیجه بود.
• تیم ملی فوتبال کشورمان در پایان دومین دیدار خود در جام جهانی ۲۰۰۶ با ارائه یک بازی کاملا تدافعی در برابر پرتغال ۲ بر صفر شکست خورد و شانس صعود به دور دوم را از دست داد. ...

رياست محترم قوهقضائيه جمهوري اسلامي ايران
جناب آقاي حجتالاسلام شاهرودي
همانطوري که مستحضريد در پي اهانت روزنامه دولتي ايران به ملت شريف آذربايجان, اعتراضات گستردهاي در قالب تحصن, راهپيمايي, نامه و بيانيههاي مکتوب صورت گرفت که متأسفانه به علت سوءتدبير و درايت عدهاي از مسئولان کشوري و امنيتي استانهاي آذربايجان به خشونت گراييد و برابر اطلاعات دقيق واصله منجر به کشته شدن دهها تن, زخمي شدن صدها تن و دستگيري هزاران تن انجاميد و فضاي آذربايجان را غمگين ساخت. اين در حالي که در هيچ يک از اين اعتراضات شعاري عليه نظام و مسئولان آن داده نشد و بيشک اين مسئله خود سبب اصلي خشمگين شدن و انجام رفتارهاي غيرمدبرانهاي است که نتيجه آن در شرايط فعلي بدبيني و نارضايتي گسترده مردم آذربايجان نسبت به دولت و حاکميت ميباشد.
رياست محترم قوهقضائيه, در جريان اين حوادث عده زيادي از جوانان و فرزندان آذربايجان به خاک و خون غلطيدند که در ادبيات سياسي کشور به عنوان ثمره انقلاب ناميده ميشوند! علاوه براين, عده زيادي در اين حوادث دستگير و زنداني شدند که عمدتاً جزو دانشگاهيان, نويسندگان, شعرا, روزنامهنگاران و در يک کلام نخبگان ملت آذربايجان هستند.
آيتا... شاهرودي, آنچه که در پي اين حوادث در آذربايجان رخ داده و ميدهد نه تنها با هيچ يک از قوانين بينالمللي و ملي سازگار نيست, بلکه بطور واضح ناقض حقوق شهروندي است که جنابعالي بر اجراي آن توسط ضابطان, قضات و پرسنل قوهقضائيه حکم راندهايد.
رياست محترم قوهقضائيه, در حالي که هزاران تن از فرزندان آذربايجان در بازداشتگاهها و در کنج بيمارستانها بسر ميبرند, در کمال بهت و حيرت مسئولان قوهقضائيه بر آزادي با وثيقه متهمان و رفع توقيف از روزنامه ايران تأکيد ميورزند و گمان ميکنند که ملت آذربايجان آنچنان نادان است که اين چنين سياستبازيها را نميفهمد. صدا و سيماي کشور که هر روز خبرهاي اعتراضي کوچک در سطح دنيا را براي چندمين بار پخش ميکند و يا روزنامهها و خبرگزاريهاي کشور که روزانه صدها خبر کم ارزش را مخابره ميکنند, نه تنها ملت مظلوم آذربايجان را در شرايط حساس تنها گذاشتند, بلکه رجزخوانيهاي عدهاي مسئول بيتدبير منطقه آذربايجان را چنان در بوق و کرنا دميدند که گويا عدهاي جاني و عامل موساد و سيا توسط هواپيماهاي آمريکا و اسرائيل در آذربايجان فرود آمدهاند و باني و عامل اين اعتراضات بودهاند!
بخش خبري ساعت 30/8 شبکه دوم در حالي تصاوير مظلومنمايي از پرسنل روزنامه ايران را نشان ميدهد که گويا ملت آذربايجان بسان يک ظالم در حق اينها ظلم کرده است! کسي نيست از اين آقايان بپرسد چرا سري به دفاتر دهها نشريه توقيف شده منطقه آذربايجان که پرسنل آنها در بازداشت هستند, و يا هزاران خانوادهاي که عزيزانشان در بازداشت به سر ميبرند, نميزنيد تا مردم ايران آه و نالههاي آنها را بشنوند! بياييد گوشهاي خود را براي يکبار هم که شده باز کنيد تا جيغهاي جگرخراش مادران, پدران, خواهران و برادران آذربايجان را که عزيزان خود را به خاطر بيتدبري عدهاي مسئولنما از دست دادهاند, بشنويد!
حضرت آيتا... شاهرودي, قراين و شواهد نشان ميدهد عدهاي قصد دارند تا حوادث آذربايجان را به خارج و بيگانگان نسبت دهند و در کنار آن نمايشهاي تلويزيوني ترتيب داده و عدهاي بيگناه را محکوم نمايند. از اينرو, از جنابعالي تقاضا داريم ضمن تعيين هيئتي ويژه براي بررسي حوادث آذربايجان و بيقانونيهاي صورت گرفته, از پايمال شدن حقوق عدهاي بيگناه و محکوم شدن ناعادلانه فرزندان مردم آذربايجان جلوگيري نماييد و مسببان اين اعمال را به سزاي اعمال خويش برسانيد؛ در غير اينصورت عليرغم ميل باطني ناچار به رجوع به نهادهاي بينالمللي هستيم.
مجمع دانشگاهيان آذربايجاني
دو کودک ایرانی، تمرینات تیم ملی را در فردریش هافن نظاره می کنند. آن ها هم مثل میلیون ها نفر دیگر چشم به معجزه ای دوخته اند که شاید روز شنبه اتفاق بیفتد!
|
روزنامه خراسان نوشت: من شهرستان بودم و از قيمتها بياطلاعم. وقت هم ندارم که تابلوي قيمتها را نگاه کنم . |
مقابله امنيتی با تجمع روز گذشته زنان، كه با بازداشت چند تن از دعوت كنندگان و فعالان اين تجمع، صبح ديروز در خانه هايشان شروع شده بود، بعد از ظهر ديروز با ورود پليس زن، تحت پوشش حمايتی پليس مرد و لباس شخصی های وابسته به سپاه پاسداران به صحنه كامل شد. آنچه كه اتفاقا افتاد، بارها تكرار شده و اكنون ديگر به شناسنامه اين نوع تجمعات تبديل شده است. هم برپا كنندگان و دعوت كنندگان اين نوع تجمع ها می دانند با چه مقابله ای روبرو هستند و هم حكومت می داند از فردای اين مقابله با سيل اخبار و انتقادها و محكوميتها روبروست. شايد يگانه نوآوری مقابله روز گذشته با تجمع زنانی كه خواهان حقوق قانونی و انسانی خود هستند، آن باشد كه عده ای صبح درخانه هايشان دستگير شدند و بعد از ظهر پليس باتوم به دست وارد صحنه شد. نسل دوم و يا شايد سوم زهرا خانم ابتدای انقلاب و در برابر دانشگاه تهران را باتوم بدستش داده اند!
حكومت يكپارچه جديد، تاب كوچكترين تجمع و اعتراض خيابانی را ندارد. ريشه های ترس از هر تجمعی به بيم و هراس از دامنه يافتن آنها و تبديل شدن به تظاهرات وسيع و خيابانی است كه كنترل آن بسيار دشوارتر از مقابله ابتدائی خواهد بود. همه محكوميت ها را به جان می خرند تا گرفتار آن تظاهرات خيابانی نشوند. مقابله با اعتراض ها و تظاهرات دانشجوئی، مقابله با رانندگان اتوبوسرانی شهری، مقابله با تجمع كارگران و دانشجويان آذربايجانی در مقابل مجلس و اكنون مقابله با تجمع محدود و عاری از خشونت زنان همگی يك ريشه دارد و از يك سرچشمه آب می خورد: وحشت از تبديل شدن جويبارها به سيل!
از صحنه های ديدنی ديروز، بی حجاب شدن پليس باتوم بدست بود. پيش تر و حتی در جريان تقابل ديروز نيز پليس زن باتوم را زير چادر بدست می گرفت تا هم حجاب اسلامی رعايت شود و هم باتوم زياد تو چشم نزند. ديروز هم حجاب برتر(حجاب) كنار گذاشته شد و هم حجب و حياها ريخته شد. بازداشت چند خبرنگارزن( از جمله مسيح علی نژاد) و دبيركل ادوار تحكيم وحدت(مهندس موسوی) بازداشت های صبح را كامل كرد. گزارش شده است كه جمعا بيش از يكصد تن در اين ماجرا بازداشت شده اند، كه جمعی به اوين و عده ای به عشرت آباد منتقل شده اند. سركوب خيابانی نيز بيش از يكساعت ادامه يافت. سركوب بود، زيرا زنانی كه برای حقوق خود اجتماع كرده بودند نه باتومی داشتند و نه ابزار ديگری كه بتوانند با پليس درگير شوند و اساسا برای درگيری هم جمع نشده بودند. يك تجمع مسالمت آميز بود كه غير مسالمت آميز با آن برخورد شد.
برخی پليس های زن، در ماجرای ديروز اسپری رنگ و فلفل زير چادرهايشان داشتند و به محض يافتن فرصت به روی تجمع كنندگان باز می كردند. به آنها دستور داده شده بود با زنان وارد بحث نشوند، اما صحنه هائی از تظاهرات ديروز ثبت شده كه اين بحث و حتی نوعی همدردی بين دو گروه زنان تظاهر كننده و زنان پليس بوجود آمد. مخالفت با چندهمسری، حق طلاق يكطرفه مرد، حق ولايت و حضانت بر فرزند توسط پدر بدون در نظر گرفتن نقش مادر، حقوق نا برابر در ازدواج، سن كيفری ۹ سال برای دختران، حق شهادت نابرابر و قراردادهای موقت كار اعلام نمودند. درد مشترك هر دو گروه است. هرچند عده ای پليس باشند و عده ای تظاهر كننده!
|
Channel |
Details |
Encryption | |
|
FR:12476 POL H SR 27500 FEC 3/4 |
FTAبه صورت رایگان پخش میشود | ||
|
3A Telesud |
FR:12577 POL H SR 27500 FEC 3/4 |
FTAبه صورت رایگان پخش میشود | |
|
FR:12654 POL H SR 27500 FEC 3/4 |
FTAبه صورت رایگان پخش میشود | ||
|
FR:10930 POL H SR 27500 FEC 3/4 |
Irdeto 2ببارسیور های معمولی باز نمی شود | ||
|
FR:11823 POL H SR 27500 FEC 3/4 |
Irdeto 2بارسیور های معمولی باز نمی شود | ||
|
FR:11823 POL H SR 27500 FEC 3/4 |
Irdeto 2ببارسیور های معمولی باز نمی شود | ||
|
FR:11823 POL H SR 27500 FEC 3/4 |
Irdeto 2بارسیور های معمولی باز نمی شود |