تبليغاتX
پنداشته ها
مدیریت: علم دانستن _ هنر توانستن

Belalim -۱

Yine hasretli bir güne -2

Giriyorum hayalinle -3

Aklımdan çıkmıyorsun belalım -4

Sensiz geçen akşamlarda-5

Yine başım belalarda-6

 Mutlumusun oralarda belalım-7

Belalım-8

Yaban çiçeğim-9

Belalım-10

Aşkım gerçeğim-11

Belalım-12

Tek sevdiceğim-13

Belalım ah... yaralım-14

Sevdiğim dert ortağımsın-15

Hazanımsın baharımsın sen benim tek varlığımsın-16

Sensiz geçen akşamlarda-17

Yine başım belalarda-18

Mutlumusun oralarda belalım-19 

 Belalım-20

ترجمه فارسی:  

 

1-عزيزم

2-دوباره به یه روز پرحسرت

3- با خیالت وارد میشم

4-از ذهنم بیرون نمیروی

5- شبهای که بدون توبگذره

6- بازم در رنج و درد به سر می برم

اونجا آیا خوشبختی عزیزم  -7

عزيزم -8

گل-9صحرایم  

عزيزم-10

11-عشقم ، حقیقتم

عزيزم-12

تنها عشق من -13  

14- رنج كشيده من، رنج کشیدۀ من

15-عشق من تو شریک رنجهام هستی

پاییزوبهارم تو هستی هستیه من تو هستی -16

17- شبهای که بدون توبگذره

18- بازم در رنج و درد به سر می برم

در اونجا آیا خوشبختی عزیزم -19

عزيزم-20

 

+ تهیه و تنظیم  <--   توسط علی مجد  | 

 

به دنبال چاپ کاریکاتور و مطالب توهین آمیزروزنامه ایران به ترکها، آذربایجان روزهای ناآرامی را سپری می کند.

اخبار رسیده از شهرهای مختلف آذربایجان حاکی ازجریحه دار شدن احساست ملی آذربایجانی هاست که  اعتراضات گسترده ای را در پی داشته است.دانشگاههای شهرهای تبریز,ارومیه,اردبیل,تهران،مراغه,زنجان و...ظرف روز های گذشته شاهد تحصنات وتجمعات اعتراض آمیزی بوده است که در تاریخ معاصر آذربایجان کم سابقه می باشد. معترضان که عمدتا جمعیت آنها در تجمعات به هزاران نفر می رسیده است با سر دادن شعارهای ملی خواستار عذرخواهی رسمی روزنامه ایران ازترکها شده اند. اعتراضات که با شعارهاو خواسته های یکسان هرروز ابعاد گسترده تری به خود می بیند نشانگر انسجام و وحدت در بطن جنبش آذربایجانی ها(حرکت ملی آذربایجان) است.که خود عاملی در جهت وحشت هر چه بیشتر حاکمیت از رشد و نمو این حرکت گشته است.گزارشات بر این نکته صحه می گذارد که مامورین با زیر نظر داشتن تحرکات اخیر از رودررویی مستقیم و قهر آمیزبا معترضان خودداری می نمایند.این مسئله عمق نگرانی های جمهوری اسلامی را از گسترده تر شدن اعتراضات، اعتصابات و تحصنات و سوق آن به سمت حرکتهای خیابانی را  نشان می دهد.

در ماهها و روزهای اخیرحاکمیت با توجه به وضعیت خاص بین المللی خود سعی در خاموش نمودن کلیه حرکتها در داخل ایران را داشته است ودر همین راستا دستگیری ها و فشارها در آذربایجان نسبت به پیش سیر صعودی به خودگرفته بودکه با رویدادهای اخیر به نظر می رسد که حاکمیت در پیشبرد این سیاست با شکست مواجه شده است.

با توجه به سوابق تاریخی، بیم حاکمیت از اینست که این اعتراضا ت حتی به شهرهای غیر ترک نشین نیز رخنه کند که در این صورت با توجه به وضعیت کنونی چالشی بزرگ فراروی رژیم قرار خواهدگرفت که می تواند عواقب غیر پیش بینی شده ای در پی داشته باشد.دستپاچگی برخی از مسئولین و نمایندگان مجلس نیز به همین خاطر است.

زمزمه هایی وجود دارد که در هفته پیش رو دامنه اعتراضات به خیابانها کشیده شود و حتی گفته می شود که بازار تبریز خود را برای اعتصاب آماده می کند .واقعیت اینست که جمهوری اسلامی تاکنون نتوانسته تاکتیک مناسبی در جهت مقابله با جنبش مدنی آذربایجان اتخاذ نماید.جریانات و وقایع مراسم روز بابک خود گواهی بر این ادعاست.چندین سال قبل در جریان برگزاری این مراسم شعارها و خواسته های مطرح شده باعث حساسیت فوق العاده حاکمیت به حرکتهای آذربایجانی ها شد.سال بعد اطراف قلعه بابک به شعاع دهها کیلومتری شاهد حضور نیروهای نظامي بود تعداد بسیاری با پشت سرگذاشتن دهها مانع خود را به قلعه بابکی رساندند که شاهد مانور نظامی نیروهای مسلح بود. دستگیریها روند بی سابقه ای به خود گرفت [...] با این حال نه تنها مراسم آن سال نیز به نوعی برگزار شد بلکه به گفته فعالین آذربایجانی حرکتها از کوهها به شهرها آمد در همین چند سال نیزاکثریت فعالین آذربایجانی تلاش های فراوانی نموده اند تا تجمعات و مراسم های خود را حتی به میادین مرکزی شهرهای بزرگ بکشانند.تظاهرات هزاران نفری تبریز و شهرهای دیگر در اسفند گذشته و حوادث چند روز گذشته نشانگر اینست که آنها به این مهم دست یافته اند.حال حاکمیت, جنبش ملی آذربایجانی ها را برای خود به مثابه غده سرطانی می بیند که زخمی کردنش سرایت آن به دیگر قسمتها رادر پی داشته است.از این منظر می توان مدعی نمود که حاکمیت در مواجه با این حرکت نا توان مانده است حتی به نظر می رسد در صورت برخورد شدیدتر با این حرکت عواقب وحشتناکی منتظر جمهوری اسلامی باشد.وضعیت امروز شباهت بسیاری به یکصد سال قبل دارد که همه مناطق ایران در مقابل استبداد تمکین نموده بودند ولیکن این آذربایجان بود که همچنان بااستبداد مبارزه می نمود.آذربایجان این بار در حالی که هیچ صدای اعتراض آمیزی از دیگر نقاط به گوش نمی رسد یک تنه به جنگ تمامیت خواهان رفته است.با این تفاوت که اینبار آذربایجان بیشتر به دنبال سهم خود است آنهم در همه امور.تبریز به دنبال رد پای ستارخان حتی به تهران نیز آمده است تا در پارک اتابک خون فرزند خود را از تهران بازستاند.ظهر26 اریبهشت قلب تهران با صدای فرزندان ستار که به خون خواهی آمده  بودند به لرزه درآمد.[...]

 من هم به نوبه خود لینک مربوط به روزنامه ایران  را از وبلاگ بر می دارم.

+ تهیه و تنظیم  <--   توسط علی مجد  | 

Alev Alev(شعله (اَلوي آتش)
Anladım ki aşkımız bir yalandan ibaret

Benim sana yaptığım canım,aşk tadında ibadet

Ben seni çılgın gibi,uykumda bile sevdim


Gelecek bizim olsun gerisi Allah Kerim

Alev alev alev alev,yandığımı görüyorsun

Bir teselli istemedim,istememde biliyorsun

Her yeni gün yeni umut,yeni güneş mi diyorsun

O her gün doğar ama
فهمیدم که عشقمون از یک دروغ عبارت بود.

کارهایی که با تو کردم،جانم، همگی از مزه عشق سرچشمه میگرفت.

من به تو دیوانه وار حتی در خوابم هم عشق میورزیدم.

آینده از آن ما بشود.باقیش هم خدا کریم است.

شعله وار و شعله وار سوختنم را میبینی.

هیچ تسلی از تو نخواستم و نمیخواهم خودت میدانی.

هر روز نو یک امید نو ،خورشید تازه ای میگویی (وعده میدهی) .

اون هر روز نو پدیدار میشود اما من یکبار دیگر... خودت میدانی

+ تهیه و تنظیم  <--   توسط علی مجد  | 

 ضيافت هاي عاشق را
 خوشا بخشش ، خوشا ايثار
 خوشا پيدا شدن در عشق
 براي گم شدن در يار
چه دريايي ميان ماست
 خوشا ديدار ما در خواب
 چه اميدي به اين ساحل
 خوشا فرياد زير آب
 خوشا عشق و
 خوشا خون جگر خوردن
 خوشا مردن
 خوشا از عاشقي مردن
 اگر خوابم اگر بيدار
 اگر مستم اگر هوشيار
 مرا ياراي بودن نيست
 تو ياري كن مرا اي يار
 تو اي خاتون خواب من
 من تن خسته را درياب
 مرا هم خانه كن ، تا صبح
 نوازش كن مرا ، تا خواب
 هميشه خوابتو ددين
 دليل بودن من بود
 چراغ راه بيداري اگر بود
 از تو روشن بود
 نه از دور و نه از نزديك
 تو از خواب آمدي اي عشق
 خوشا خودسوزي عاشق
 مرا آتش زدي اي عشق

ايرج جنتی عطايی

+ تهیه و تنظیم  <--   توسط علی مجد  | 

Haydi Söyle(زود باش بگو)
Seni gördüğüm zaman dilim neden tutulur

Seni gördüğüm zaman güller elimde kurur



Seni gördüğüm zaman hayat sanki son bulur

Gözlerine bakınca dünyalar benim olur



Susma gönlüm sen söyle haydi gönlüm sen söyle

Aşkımı sevgiliye derdimi sevgiliye



Haydi söyle onu nasıl sevdiğimi

Haydi söyle rüyalarda gördüğümü

Haydi söyle uykusuz gecelerimi

Haydi söyle



Seni gördüğüm zaman beni bir ateş sarar

Seni gördüğüm zaman yanar yüreğim yanar



Seni gördüğüm zaman canlanır tüm anılar

Seni gördüğüm zaman durur bütün zamanlar
نمی دانم چرا وقتی که تو را می‌بینم زبانم بند می‌آید

وقتی که می‌بینمت گلهای سرخ در دستم پژمرده می‌شوند.



وقتی که می‌بینمت انگاری زندگی به پایان می‌رسد

وقتی هم به چشمهایم نگاه می‌کنی دنیاها مال من می‌شود



ای دل من خاموش نباش تو بگو
ای دل من زود باش تعریف کن

عشقم را به معشوق دردم را به معشوق



زود باش بگو که چه قدر او را دوست دارم

زود باش بگو که که در خوابم هم او را می‌بینم

از شبهای بی خوابیم تعریف کن

زود باش بگو



وقتی که تو را می‌بینم آتشی در وجودم شعله‌ور می‌شود

وقتی که تو را می‌بینم دلم در آتش می‌سوزد



وقتی که تو را می‌بینم تمام خاطراتم زنده می‌شود

وقتی که تو را می‌بینم زمان از حرکت می‌ایستد

+ تهیه و تنظیم  <--   توسط علی مجد  | 

جزئیات تازه ای از کشتار جاده بم – کرمان اعلام شد


افراد مسلحی که خود را به لباس نیروی انتظامی ملبس کرده بودند، شنبه شب با ایجاد یک پست ایست بازرسی و متوقف کردن چهار خودور در مسیر کیلومتر ۳۵ جاده بم – کرمان، ۱۲ سرنشین آن را به رگبار بسته و آن ها را کشتند. رئیس دبیرخانه شورای امنیت جمهور اسلامی خبر داد گروه موسوم به جندالله، از شورشیان منصوب به عبدالمالک ریگی مسئولیت این اقدام را به عهده گرفته‌اند ... 


 افراد مسلحی که خود را به لباس نیروی انتظامی ملبس کرده بودند، شنبه شب با ایجاد یک پست ایست بازرسی و متوقف کردن چهار خودور در مسیر کیلومتر ٣۵ جاده بم – کرمان، ۱۲ سرنشین آن را به رگبار بسته و سپس خودروی قربانیان را به آتش کشیدند. در این حادثه، ۱۱ نفر کشته و فقط یکی از سرنشینان خودرو زنده مانده است که هم اکنون به دلیل جراحت شدید در بیمارستان افلاطونیان شهر بم بستری امی باشد. مقامات امنیتی حکومت، مدعی اند، افراد کشته شده «مردم عادی» بوده اند.
به دنبال این سانحه تلخ، فرمانده انتظامی استان کرمان به تمام فرماندهان انتظامی شهرستانهای استان دستور آماده باش داده است.
تحقیقات برای شناسایی عاملان این جنایت ادامه دارد.
 
توضیحات رئیس دبیرخانه شورای امنیت کشور
روز یکشنبه، رئیس دبیر خانه شورای امنیت کشور در گفت‌وگوی با خبرگزاری فارس جزئیات جنایت هولناک در محور بم- کرمان را تشریح و اسامی ۶ تن از قربانیان این حادثه را را اعلام کرد.
امیر رضا ساوری رئیس دبیر خانه شورای امنیت کشور اعلام کرد مقارن ساعت ۲۰ شنبه سه دستگاه خودرو حامل سی نفر از افرادی که وی آن ها را « اشرار مسلح » می خواند، با مسدود کردن کیلومتر ٣۵ جاده بم - کرمان در محور دوراهی جیرفت چهار دستگاه خودرو شامل دو خودروی ۲۰۶ یک خودروی پژو ۴۰۵ و یک دستگاه وانت را متوقف کرده و با پیاده کردن سرنشینان آن ها پس از آنکه دستها و دهان آنها را با نوار چسب بستند، تمام سرنشینان این خودروها را از ناحیه سر و سینه مورد اصابت قرار داده و به قتل رساندند.
این مقام دولتی افزود : عاملین این جنایت که در زمان وقوع حادثه ملبس به لباس نیروی انتظامی و لباسهای محلی بلوچی بودند در یک تماس تلفنی با ستاد خبری وزارت اطلاعات خود را گروه موسوم به جندالله و از یاغیان منصوب به عبدالمالک ریگی معرفی کرده‌اند و مسئولیت این اقدام تروریستی را به عهده گرفته‌اند.
ساوری تصریح کرد: عاملین این جنایت با به رگبار بستن خودروهای عبوری دو تن از شهروندان را نیز مورد اصابت گلوله قرار دادند که یک تن از آنها در بیمارستان به دلیل جراحت به شهادت رسید.
وی گفت: تاکنون ۶ نفر از ۱۲ قربانی این حادثه معرفی شده است که عبارتند از: حسین عسگری فرزند محمد متولد ۱٣۵۲ از شهرستان بم، سیدعلی سلمانیان فرزند محمد کارمند نیروی انتظامی،محمدرضا حسینی فرزند سید ابراهیم، مصطفی محمدی لطف آبادی متولد ۱٣۶۲ اهل رفسنجان و سعید رامین فرزند امین متولد ۱٣۵۵ و علیرضا جعفری.
رئیس دبیرخانه شورای امنیت کشور همچنین گفت: جنایتکاران این حادثه حسین بارانی را که از مسافرین عبوری بود، به رگبار بستند که وی هم اینک در بیمارستان بستری است و در یک اقدام دیگر کودک ۱۱ ساله بمی به نام سید محمد عزیز‌پور را به تیر چراغ برق بسته و قصد به‌رگبار بستن وی را داشتند که بعد از خواهش‌ها و التماس‌های کودک از کشتن وی خودداری کردند.
وی خاطرنشان کرد: این گروه پس از این عمل جنایتکارانه به ارتفاعات کپوت کرمان متواری شدند.
ساوری افزود: بعد از این حادثه شورای تامین استان تشکیل و اقدامات موثری برای ردیابی، شناسایی و دستگیری عاملین این حادثه انجام گرفته و حوزه ستادی شورای امنیت کشور نیز با تشکیل جلسه ابلاغیه‌های مناسب را برای کنترل اوضاع صادر کرده است.
 
اظهارات نمایندگان مجلس
جنایت شب گذشته در استان کرمان، در مجلس هم بازتاب گسترده ای یافت. به گزارش سایت آفتاب علی زادسر نماینده جیرفت در این باره گفت: چگونه است که یک باند تروریست به راحتی ملبس به لباس نیروهای انتظامی وارد کشور می شوند و مثل آب خوردن خون مردم بی گناه کشورمان را می ریزند. زادسر در تذکر آیین نامه ای تصریح کرد: جناب رییس با توجه به اینکه شما یکی از سران قوا و عضو شورای عالی امنیت ملی و نماینده افتخاری بم هستید، خدمت شما عرض می‌‏کنم که اگر با قاطعیت فاجعه بزرگ و خطرناک تاسوکی را پیگیری می‌‏کردید، دیگر شاهد تکرار چنین حادثه هولناکی توسط این گروه که در مزدوری آنها شبهه‌‏ای نیست، نبودیم.
وی با اشاره به کشته شدن ۱۱ نفر در منطقه سه راهی جیرفت- بم- کرمان اظهار داشت: چطور است که یک باند تروریست به راحتی ملبس به لباس نیروهای انتظامی کشور می‌‏شوند و در راهی پرترافیک مسیر را می‌‏بندند و مثل آب خوردن خون مردم بیگناه را می ریزند و از آن فیلم گرفته و در داخل و خارج از کشور پخش می‌‏کنند.
نماینده جیرفت تصریح کرد: جای تاسف است که درجنوب استان کرمان با بنز خاور کلاشینکف و اسلحه قاچاق می‌‏کنند.
لطفا شما با سایر اعضا شورای عالی امنیت ملی بویژه وزارت کشور بگویید پاسخ مردم را بدهند که آنها تاکی باید شاهد چنین حوادثی باشند.
وی اظهار داشت: بهتر است برای مقابله با این حوادث و ایجاد امنیت در جامعه به سپاه و بسیج نیز ماموریت دهیم تا به کمک نیروهای انتظامی بیایند وگرنه مردم به این نتیجه خواهند رسید که حاکمیت در ایجاد امنیت در کشور ضعیف است.
حداد عادل رئیس مجلس در پاسخ به این تذکر گفت: تذکری که شما و پیش از این نماینده زاهدان داده‌‏اند، مهم است و متاسفانه هنوز گروگانهای حادثه قبلی نیز آزاد نشده‌‏اند و ما نیز نکاتی که گفتید را در نظر می‌‏گیریم.
در همین راستا مختار وزیری نماینده کهنوج نیز طی تذکر آیین نامه ای گفت: تبعات حوادث هولناک تاسوکی و کرمان بسیار سنگین خواهد بود و مردم در صورت مشاهده ادامه این مساله به اقدامات دیگری دست خواهند زد.
وی اظهار داشت: فاجعه دیشب در مسیر بم   – جیرفت – کرمان واقعا دردناک بود و موجب تنفر همه جهانیان و نفرت افرادی است که دغدغه حقوق بشر را دارند.
نماینده کهنوج خطاب به وزیری گفت: عمق فاجعه دردناک‌‏تر از یک تذکر کتبی و شفاهی است و وظیفه شما به عنوان نماینده افتخاری مردم بم و رییس مجلس نباید از کنار این قضیه ساده بگذرید و تقاضا دارم از مسوولان اطلاعاتی و امنیتی دعوت کنید تا در جلسه‌‏ای غیرعلنی به عمق مساله بیشتر پرداخته شود.
وی اظهار داشت: تبعات این حوادث بسیار سنگین است و مردم اگر مشاهده کنند این روند ادامه دارد، دست به اقدامات دیگری می‌‏زنند که گفتن آن در این تریبون که به طور مستقیم هم از رادیو پخش می‌‏شود، جایز نیست.
حداد عادل رئیس مجلس نیز در پاسخ به این تذکر گفت: از آقای بروجردی، رییس کمیسیون امنیت ملی درخواست می‌‏کنم با دعوت مسوولان و نمایندگان مناطق مربوطه به ابعاد این حادثه بپردازند.
 
جلسه کمیسیون امنیت ملی با فرمانده قرارگاه شرق
در همین خصوص علاء الدین بروجردی رییس کمیسیون امنیت ملی گفت: امروز بعد از ظهر از فرماندهی قرارگاه شرق که اخیرا به دستور رهبری تاسیس شد، دعوت کردیم تا در کمیسیون حاضر شود و از نمایندگان استان مربوطه نیز دعوت می‌‏کنیم که در جلسه حاضر شوند.
وی اظهار داشت: با توجه به اینکه هرگونه خرید تجهیزات و اقدامات عملی در برقراری امنیت در این مناطق مستلزم بودجه است لذا امید است که با توجه به اینکه بودجه امنیتی و قرارگاه شرق و بسیج در لایحه بودجه دچار کاستی شد، این مساله در متمم بودجه جبران شود.


+ تهیه و تنظیم  <--   توسط علی مجد  | 

... و نترسیم از مرگ

مرگ پایان کبوتر نیست.

مرگ وارونه یک زنجره نیست.

مرگ در ذهن اقاقی جاری است.

مرگ در اب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد.

مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می گوید.

مرگ با خوشه انگور می اید به دهان.

مرگ در حنجره سرخ_گلو می خواند.

مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است.

مرگ گاهی ریحان می چیند.

مرگ گاهی ودکا می نوشد.

گاه در سایه نشسته است به ما می نگرد.

و همه می دانیم

ریه های لذت پر اکسیژن مرگ است.

 

سهراب سپهری

۱۳۴۳

+ تهیه و تنظیم  <--   توسط علی مجد  | 

نشریه اینترنتی «روز»، وابسته به روزنامه‌نگاران لیبرال مقیم اروپا، به رسانه تروریست‌های وهابی تبدیل شده است

به گزارش «شریف نیوز»، این نشریه كه خبرنگاران آن در داخل كشور فعالیت می‌كنند و توسط گروهی از روزنامه‌نگاران لیبرال نقل مكان كرده به اروپا، اداره می‌شود، در مصاحبه‌ای با «عبدالمالك ریگی»، سركرده تروریست‌های تاسوكی، كه بیش از بیست نفر از هموطنان بی‌گناه را به قتل رسانده، گفت‌وگو و تلاش كرده است تا از این تروریست وهابی، انسانی جوانمرد، متدین و مدافع آزادی بسازد.

متن کامل مصاحبه:

 
از زبان خودتان، خود را معرفی کنید.
من عبدالمالک ریگی هستم، ۲٣ سال سن من است و الان هم مسئول و خادم حرکت جندالله هستم.
 
فقط ۲٣سال؟ خیلی زود شروع کرده اید.
 
[می خندد] مجبور شدم. وقتی دیدیم نمی گذارند بزرگ تر بشویم، مجبور شدیم اسلحه برداریم.
 
از کی اسلحه برداشتید؟
الان ۴ سال می شود.
 
چرا به این نتیجه رسیدید که باید اسلحه بردارید؟ چکار می خواستید بکنید که نشد و کارتان به اسلحه برداشتن رسید؟
ما قبلا حرکت های زیادی برای دفاع از حقوق ملی و مذهبی بلوچ و اهل سنت، در بلوچستان انجام دادیم. می دانید که در بلوچستان همه اهل سنت هستند و بلوچ. اما از بدو این انقلاب، یعنی ۲۷ سال که این انقلاب آمده، تا امروز اهل سنت محروم ترین قشر در کشور بوده و مشکلات بسیاری داشته اند. پریشانی هایی داشته اند. ظلم ها و شکنجه ها بسیار زیادی، متوجه آنها شده. البته اهل سنت و بخصوص اقلیت های قومی مثل کرد و بلوچ همیشه مشکلات زیادی داشته اند، ولی کردها چون فعالیت هایشان بیشتر بود، به کشورهای دیگر نزدیک تر بودند، کارهای سیاسی زیادی کردند و حرف خودشان را هم به گوش دنیا رساندند. ولی در مورد اهل سنت، هیچ وقت نشد که در این مدت صدایشان به دنیا برسد. اگر فعالیت مذهبی کردند، به عنوان مزدوران بیگانه معرفی شدند، اعدام شدند؛ صدها عالم اهل سنت، صدها مبارز اهل سنت، صدها فعال سیاسی اهل سنت از بین رفتند. ما الان در تهران می بینیم کسی مثل گنجی برنامه هایی را برای دموکراسی شروع کرده، دنیا از او حمایت می کند. همه از او حرف می زنند. مردم. دنیا. خبرنگاران. همه شنیدند و حرف های او به دنیا رسید، ولی در بلوچستان چنین جوی نبوده. اگر کسی کوچک ترین انتقاد منطقی کرده، از مسئولین انتقاد کرده، فورا اورا دستگیر کرده و یا از بینش برده اند، یا خفه اش کرده اند. سال های سال اینها را تحت شکنجه های گوناگون قرار داده اند. یعنی به هر حال قبل از ما کسان زیادی بودند که خواستند فعالیت سیاسی کنند، ولی دولت به آنها اجازه هیچگونه فعالیتی را نداد. بعد ما فعالیت های خود را شروع کردیم و خواستیم از حق خودمان دفاع کنیم. امروز می بینید در تمام دنیا نظام ها عوض شده. در هیچ کجای دنیا دیکتاتوری و ظلم و ستم کارآیی ندارد. باید به وضع مردم رسیدگی شود. ولی ما...
 
ولی شما...
ولی ما به نتیجه ای نرسیدیم. در همین فعالیت ها ۱۶ نفر از افراد ما دستگیر شدند. جرم شان چه بود؟ نواری یا کتابی پخش کرده بودند. همین. در آن کتاب ها هم هیچگونه توهینی نشده بود، نه به هیچ شخصی نه به هیچ مسلکی. ما فقط خواستار احقاق حقوق ملی و مذهبی اهل سنت و بلوچ هستیم. اما آنها افراد ما را دستگیر کردند. ما باز هم مبارزه [نظامی] را شروع نکردیم. با مقامات حرف زدیم و گفتیم این افراد چه کسانی هستند و جرمی نکرده اند. باز توجه نکردند. افراد ما را شکنجه کردند، کشتند و ... تا ما به این نتیجه رسیدیم که هیچ راهی وجود ندارد جز اینکه دست به اقدام مسلحانه بزنیم و مبارزه نظامی را شروع کنیم. یعنی آخرین راه همین بود.
 
شما کجا درس خوانده اید؟ با این مسائل چطور آشنا شدید؟
همین جا. در زندگی. ما دیدیم که هیچ کس از حق ما دفاع نمی کند. یک روزنامه نگار را می گیرند دنیا برایش بسیج می شود، ولی مسائل ما اصلا پیگیری نمی شود. یک نفر را گرفته اند سی. دی داشته دستش را قطع کرده اند. همین امروز یکی را گرفته اند که سی دی تاسوکی داشته، ناخنش را کشیده اند. بالاخره اینها قوم ما هستند. آیا ما چاره ای جز جنگ داریم؟ اینها در منطقه ما نسل کشی راه انداخته اند. آدم ها را فقط به جرم بلوچ و سنی بودن می کشند. ما چه سیاست دیگری می توانیم در برابر اینها اتخاذ کنیم. اینها راهی در چارچوب دموکراسی برای ما نگذاشته اند. هویت ملی و مذهبی ما را زیر پا گذاشته اند و آن وقت می گویند ما تجزیه طلبیم. نه.ما تجزیه طلب نیستیم. اگر تجزیه طلب بودیم حاضر به مذاکره نمی شدیم. البته مذاکره هم نه با اینها. اینها قابل اعتماد نیستند. ما خواستار مذاکره در حضور سازمان های رسمی بین المللی هستیم. مذاکره در خانه و بیابان، مفید نیست. اعتماد نداریم. اینها زیر قول شان زده اند و می زنند.
 
الان چند تا گروگان دارید؟
۶ نفر از تاسوکی هستند، یکی هم احمد شیخی، عضو عالیرتبه بسیج .
 
این آخری که کشتید که بود بالاخره؟ جوان بود؟ کاره ای بود؟ کی بود؟
حمید رضا کاوه بود. سرهنگ آگاهی. فرمانده گارد ویژه. نمی دانید چه کارهایی کرده بود.
 
پس گروگان ها را شناسایی کرده بودید؟
بله، بعضی ها را شناسایی کرده بودیم. البته هدف فرماندار و استاندار بودند که فرار کردند. حالا مرتب می گویند ما اشرار و قاچاقچی هستیم. انکار نمی کنم در بین قوم ما قاچاقچی هم هست، اما باید ببینند چرا این مردم قاچاق می کنند. چرا اینها باید مردم را از بلوچ ها متنفر کنند، در حالیکه بلوچ هم یکی هست مثل بقیه ایرانی ها فقط دستش به دنیا بد نیست. کسی صدایش را نمی شنود.
 
می شود با این گروگان ها حرف زد؟
[ مکث می کند] بله. ۶ ساعت دیگر زنگ بزنید. درست ۶ ساعت دیگر.
 
گفت و گوی ۶ ساعت بعد
 
دوباره تلفن زنگ می خورد. آیا گوشی را بر می دارند؟ بر می دارند. عبدالمالک است.
 
بیایید با این حرف بزنید.
 
سلام علیکم
 
سلام. شما؟
امیر هستم. امیر هراتی.
 
شما را کی گرفتند؟
۲۵/۱۲ داشتم از زابل می آمدم زاهدان. در تاسوکی اسیر شدیم.
 
شما چکاره هستید؟
من افسر نیروی انتظامی هستم. ۲٣ سال در نیروی انتظامی خدمت کرده ام.
 
افسر؟
بله. در زاهدان خدمت می کنم.از زابل داشتم می آمدم. با ماشین شخصی بودم. اینها فکر کردند من نظامی هستم، مرا گرفتند. [صدایش می لرزد]
 
الان در چه وضعیتی هستید؟
از نظر روحی خیلی خوب هستم. برخورد برادران با ما خیلی خوب است. غذایی که درست می کنند اول برای ما می آورند، بعد خودشان صرف می کنند. ما خیلی راضی هستیم. خدا را شکر. برخوردشان با ما خیلی خوب است و از این بابت هیچ نگرانی نداریم.
 
از چه بابت نگرانی دارید؟
[بغض در صدا پیدا می شود] ما می خواهیم برگردیم پیش خانواده خودمان. اگر درخواست این برادران را انجام دهند ما هم بر می گردیم پیش زن و بچه مان.
 
اگر الان مسئولین صدایتان را می شنیدند، به آنها چه می گفتید؟
[صدا رنگ التماس می گیرد] عاجزانه درخواست می کنم مشکل برادران جندالله را حل کنند. اینها هم زندانی دارند. چند سال است زندانی های اینها بلاتکلیف هستند. آنها را آزاد کنید برگردند پیش زن و بچه شان، تا ما هم برگردیم سر خانه و زندگی مان. من خودم با آقای شهریاری حرف زدم. گفتم شما که نماینده ما در مجلس هستید برای ما چه کار انجام می دهی؟ در جواب من گفت: ما برای شما دعا می کنیم. مردحسابی! این دعا را که ما خودمان اینجا داریم شب و روز می کنیم.
 
شما اهل کجا هستید؟
من اصلیتم زابلی است، منتها محل کارم زاهدان است.
 
شیعه هستید؟
بله.
 
شما به عنوان یک شیعه چه احساسی به سنی ها دارید؟
والا اینها برخوردشان، نمازشان، احکام شان صد درجه از ما بهتر و دقیق تر است و به موقع تر.
 
آقای هراتی، چند تا بچه دارید؟
[صدایش رنگ اشگ می گیرد] خانم من ۵ تا بچه دارم.٣ تا دختر، ۲ تا پسر. پسر دانشجو دارم.
 
اسم شان چیست؟
پسر بزرگم میثم هراتی است. دانشجوست. پسر دیگرم سوم راهنمایی است، احسان هراتی. دخترم اول راهنمایی است، نسترن هراتی. یک دختر دیگر دارم کلاس چهارم دبستان است، محبوبه هراتی. و یک کوچولوی دیگری هم دارم. دو سال و نیمش است. در خانه است.
 
پیام و تقاضای شما چیست؟
عاجزانه در خواست می کنم، شما را به آن خدایی که همگی قبولش داریم، خواست برادران را انجام دهید تا ما سر خانه و زندگی مان برگردیم. ما گناهی نکرده ایم. چرا زنگ می زنند می گویید اینها را بکشید، شهید کنید؟ خدا را خوش می آید؟
 
یعنی مسئولین به اینها می گویند شما را بکشند؟
بله. می گویند اینها را بکشید، ما شهید زیاد داریم. آخر این درست است؟ از نظر انسانیت این حرف واقعا درست است؟
 
شما دوست دارید این طوری شهید بشوید؟ این اسمش شهادت است از نظر شما؟
نه. من قبول ندارم. به هیچ عنوان. به هیچ عنوان.
 
در کجا شما را نگاه می دارند؟ در کدام کشور هستید؟
مشخص نیست. فکر کنم کوه های بلوچستان باشد. ولی چون چشم های ما را بسته بودند ما نمی دانیم ما را کجا آورده اند.
 
آقای هراتی، احساس یک اسیر چیست؟
ما می خواهیم این مشکل حل بشود. ما الان پنجاه و چند روز است که اینجا به این امید نشسته ایم که زندانی های اینها آزاد بشوند و ما برگردیم سر خانه و زندگی مان. ولی زندانی اینها را آزاد نمی کنند. اینها را سر می دوانند. مردم بیگناه را اذیت می کنند. می کشند. خواسته ما این است که چهارتا زندانی اینها را آزاد کنند تا ما برگردیم.
 
پرسیدم احساس یک اسیر چیست؟
ما می خواهیم بر گردیم پیش زن و بچه مان.
 
فکر می کنید اگر آنها حرف اینها را گوش نکنند، اینها شما را می کشند؟
بله. صد در صد.
 
می دانید چه جوری می کشند؟
[سکوت] نمی دانم. نه. ولی اگر این کار نشود صد در صد ما را می کشند. شما را به خدا صدای ما را به گوش مسئولین برسانید. ما گناهی نکرده ایم. صدای ما را به گوش همه برسانید. کاری کنید خواسته های برادران جندالله و خواسته ما انجام شود.
 
امیدوارم. از او خداحافظی می کنم. انگار به سیم تلفن چسبیده. می رود. یا او را می برند. نمی دانم. سکوت سنگینی حاکم می شود.
 
آقای ریگی، هستید؟
[صدایی گرفته] بله.
 
عجب شرایط سختی است. نه؟
بله سخت است.
 
هر دو طرف در وضع بدی هستند.
کاملا طبیعی است. ما هم از حال اینها که اینجا اسیر هستند، رنج می بریم، هم از حال ملت خودمان که آنجا تحت شکنجه و آزار قرار دارند. همین امروز به من خبر دادند که ریخته اند به خانه های مردم. زن ها را گرفته اند. مردم بیگناه. ما حتی به دولت گفتیم شما خودتان را با مردم بیگناه نگیرید. بگذارید این جنگ بین ما و شما بماند. ما نظامی هستیم، شما هم نظامی هستید. همدیگر را می توانیم بالاخره تحمل کنیم. ولی در این میان یک ملتی از شیعیان و فارسان در منطقه هستند و یک ملتی از اهل سنت و بلوچ که هر دوهم بیگناه و بی سلاح و بی دفاع هستند. ولی اینها چون زورشان به ما نمی رسد، خشم، دشمنی، کینه و عداوت خود را روی مردم بیگناه خالی می کنند. اصلا آنها ما را نه فقط مسلمان، که اصلا انسان هم نمی دانند. به خدا قسم ما در منطقه مشکلاتی داریم که فکر نکنم در هیچ گوشه دنیا باشد. الان وضعیت اقتصادی بسته است، مردم نمی توانند کار وبار کنند. ۵۰ هزار ۶۰ هزار نفر از مردم بلوچستان طریق ارتزاق شان فقط مرزهای پاکستان و افغانستان بوده که آنها را مسدود کرده اند. مردم را با دو تاقه پارچه می گیرند به رگبار گلوله می بندند. مردم با دو تا صندوق مرغ از پاکستان می آیند آنها را می گیرند. پس چکار کنند؟ مردم ناچارند. برای امرار معاش ناچارند. وقتی همه این راه ها را می بندند مردم طرف دزدی و فساد و اعمال ناشایست می روند. یعنی حکومت خودش می خواهد مردم اینطور باشند، برای اینکه می خواهد اهل سنت سرکوب شوند، از بین بروند.
 
مسائل ریشه ای تر است. می خواهید با چهار گروگان حلش کنید؟
نه. ما این عملیات را کردیم و از دولت خواستیم بیایند مسئله را ریشه ای حل کنند. اما آنها جواب ما را با منطق زور می دهند. ۲۲ هزار نیرو فرستاده اند به منطقه و هر که را سر راهشان می بینند می گیرند و می زنند و می کشند. هیچ کس هم در دنیا صدای ما را نمی شنود. کجا هستند این سازمان های حقوق بشری؟ چرا صدای ما را نمی شنوند؟
 
آقای ریگی، مطمئن هستید که دست اینها به شما نمی رسد؟
ما مطمئن هستیم.
 
از کجا؟
از اینجا که ما در درگیری های زیادی این ماموران را تجربه کرده ایم. اینها ادعاهای بزرگ بزرگ می کنند، ولی در عمل این طوری نیست. در یک درگیری با ما ۲۰۰ تا ماشین آوردند با ۱۷۰۰ تا نیرو. از زمین و هوا هم حمله کردند. حمله از ۷ صبح شروع شد تا ۵/۴ ما نگفتیم آتش بس. خود دولتی ها زنگ زدند که بگذارید ما جنازه هایمان را جمع کنیم. ما اینها را کاملا می شناسیم، قدرت شان را می دانیم. دست شان به ما نمی رسد، به مردم بیگناه می رسد.
 
برای اینکه شما می توانید حمله کنید و بعد برگردید پاکستان.
نه. آنها به خاطر اینکه افکار عمومی را قانع کنند، و چون از شرمندگی جواب دیگری ندارند بدهند، این چیزها را می گویند. ما آن شبی که عملیات شد در کمال آرامش از صحنه عملیات بیرون آمدیم، رفتیم افغانستان ـ و نه پاکستان ـ و بعد هم برگشتیم به خاک ایران. مقامات افغان هم این را گفتند، ولی اینها چسبیده اند به پاکستان. من انکار نمی کنم. بسیاری از افراد ما در خاک پاکستان هستند. خانواده ها و کسانی که مجبور به فرار شده اند. با زن و بچه ها. ولی افرادی که کار عملیاتی می کنند در خاک ایران هستند.
 
یعنی شما الان در خاک ایران هستید؟
من؟
 
بله.
من در خاک ایران هستم.
 
آقای ریگی! رابطه شما با ایران چیست؟ دنبال بحث جدایی هستید؟
اگر آنها به خواسته های ما توجه نکنند و سیاست های شوم خود را در منطقه اجرا کنند، تا وقتی هستند ما با آنها همین وضع را داریم. الان اینجا شیعیان می توانند عقاید خود را علنا اعلام کنند، ولی اگر اهل سنتی بلند شود و نکته کوچکی بگوید او را می گیرند و گوشه زندان می خوابانند. وضع معیشت مان هم که این است. ما در چنین وضعیتی اصلا نمی توانیم زندگی کنیم. این زندگی نیست. ما به این نتیجه رسیده ایم که مرگ به این زندگی ترجیح دارد.
 
من پرسیدم رابطه با ایران. شما خود را ایرانی می دانید؟
بله. ما ایرانی هستیم. ایران وطن ماست، آب و خاکش متعلق به همه ایرانیان است. ما نمی خواهیم وحدت ملی و یکپارچگی از بین برود. من خودم مستقیم و بدون هراس با همه مقامات حرف می زنم. گفته ام که ما نمی خواهیم وضع منطقه خراب شود، آن هم در این شرایط و موقعیتی که ایران در آن هست. ولی اگر این سیاست ها در مورد ما اعمال شود ما مجبوریم سیاستی را انتخاب کنیم که ما را به پیروزی نزدیک می کند. اگر شما با زور به ماجواب بدهید، از نظر ما هیچ فرقی بین شما و یک بیگانه نیست. این را صراحتا گفته ام، ولی اینها فکر می کنند وقتی ما از مذاکره حرف می زنیم، برای این است که ضعیف هستیم. آنها همه را مثل خودشان می دانند. آنها چون خودشان هر وقت ضعیف هستند حرف از مذاکره می زنند، فکر می کنند بقیه هم همین طورهستند. ولی ما ضعیف نیستیم. به خاطر برخی مصالح سیاسی، اجتماعی و منطقه ای؛ و به خاطر اینکه ما ایرانی هستیم و نمی خواهیم مشکل ایجاد بشود، مایل به مذاکره ایم.
 
فکر می کنید آنها زندانیان شما را آزاد کنند؟ به نظر نمی آید.
مهلت ما الان تمام شده. البته از این مهلت چند روزی هم بیشتر صبر می کنیم، اگر حل نشد دست به اقدام دیگری می زنیم و افراد بزرگ تری را می گیریم. از آدم های اصلی شان می گیریم. آن وقت معامله می کنند.

+ تهیه و تنظیم  <--   توسط علی مجد  |