|
مدیریت: علم دانستن _ هنر توانستن
|
| كليدواژه | بازايابي مستقيم ؛ تبليغات ؛ بازاريابي تلفني ؛ روايط عمومي ؛ شناسايي علامت تجاري توسط مشتري ؛ پس زدگي مشتري ؛ شكاف بين عرضه و تقاضا ؛ از دست دادن سهم بازار ؛ منع ورود به بازار ؛ مفاهيم بازار و بازاريابي به زبان ساده |
|---|
در يكي از كلاس هاي دانشگاه استنفورد، استاد در حال شرح دادن مفهوم بازاريابي به دانشجويان خود بود...
1) شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، به اين ميگن بازاريابي مستقيم
......
پسر كوچكي، روزي هنگام راه رفتن در خيابان، سكه اي يك سنتي پيدا كرد. او از پيدا كردن اين پول، آن هم بدون هيچ زحمتي، خيلي ذوق زده شد. اين تجربه باعث شد كه او بقيه روزها هم با چشمان باز سرش را به سمت پايين بگيرد و در جستجوي سكه هاي بيشتر باشد.
او در مدت زندگيش، ۲۹۶ سكه ۱ سنتي، ۴۸ سكه ۵ سنتي، ۱۹ سكه ۱۰ سنتي، ۱۶ سكه ۲۵ سنتي، ۲ سكه نيم دلاري و يك اسكناس مچاله شده يك دلاري پيدا كرد. يعني در مجموع ۱۳ دلار و ۲۶ سنت. در برابر به دست آوردن اين ۱۳ دلار و ۲۶ سنت، او زيبايي دل انگيز ۳۱۳۶۹ طلوع خورشيد، درخشش ۱۵۷ رنگين كمان و منظره درختان ا فرا در ٢٢ سرماي پاييز را از دست داد. او هيچ گاه حركت ابرهاي سفيد را بر فراز آسمان ها در حالي كه از شكلي به شكلي ديگر در مي آمدند، نديد. پرندگان در حال پرواز، در خشش خورشيد و لبخند هزاران رهگذر، هرگز جزئي از خاطرات او نشد
نتیجه:براي كسب درآمد سعي كنيم از راه هاي مختلفي استفاده كنيم. در مديريت تلاش خود را بر روي استفاده از وضعيتهاي مختلف موجود متمركز كنيم تا بتوانيم از تمامي امكانات موجود استفاده بهينه داشته باشيم و از زندگي لذت ببريم

اگر در رقابت با دیگران امتیازی نداری هرگز وارد رقابت نشو.
جک ولش – مدیر عامل سابق جنرالالکتریک
شکی نیست که امپراطوریهای آینده امپراطوری اندیشه خواهد بود.
چرچیل
مدیران عامل در این دام میافتند که فکر میکنند با ید جواب هر سوالی را داشته باشند. رهبران موثر میفهمند که نقش آنها بیرون کشیدن جواب از دیگران است.
گزیده مدیریت 61- پنج پیام رهبران موثر
هر روز هزاران سیب در اطراف ما از درخت فرو میافتد؛ ولی آنچه وجود ندارد، دیدگان نیوتنی است.
کتاب استراتژی اثربخش
در بازاریابی سنتی شاخص موفقیت، «سهم از بازار» است؛ ولی در بازاریابی تکبهتک شاخص موفقیت، «سهم از مشتری» است.
کتاب بازاریابی تکبهتک
اگر نسبت به کارتان شوروشوق نداشته باشید، با شوروشوق شما را اخراج خواهند کرد.
وینس لومباردی، مربی فوتبال آمریکایی Vince Lombardi
دنیا به قدری بزرگ است که برای همه جا هست. به جای آنکه جای دیگران را بگیرید سعی کنید جای خود را بیابید.
چارلی چاپلین
به جایی که زمین خوردهای نگاه مکن، به جایی نگاه کن که پایت سُر خورده است.
یک ضربالمثل چینی
برنده
میداند بهخاطر چه چیزی پیکار کند، و بر سر چه چیزی توافق و سازش نماید؛
بازنده
آنجا که نباید، سازش میکند، و بهخاطر چیزی که ارزش ندارد. مبارزه میکند.
سیدنی.جی.هریس
تصمیمگیری در زمان شکست، همواره نیمی از راه نجات و رهایی است.
یوهان هانریش پستالوتسی
کسب و کارهاي الکترونيک ـ اين شيوه، نوع جديدي از کسب و کار است که به صورت الکترونيکي و با استفاده از شبکه ها و اينترنت است و تمامي فرايندهاي خريد ، فروش ، تبادلات را از راه شبکه هاي کامپيوتري و مخابراتي در اينترنت صورت مي دهد. به عبارتي بهتر کسب و کارالکترونيکي، عبارتست از: کسب مشتري و بازرگانان براي مبادلات تجاري از راه خودکارکردن تراکنشها، تبادلات، ارتباطات و تعاملات از راه تکنولوژي هاي ارتباطي و کامپيوتري در جهت هدفهاي اقتصادي که شامل سيستمهاي بين سازماني، مانند: تلفن اينترنت ، ايميل ، يا رشته هاي کامپيوتري داخلي در جهت پشتيباني معاملات آن لاين تجاري است. پس مي توان گفت که هدف اين نوع کسب وکار هاي جديد، خودکار سازي تراکنشهاي کسب و کار و جريان کار است. (منابع شماره 1 و 3)
گام فراتر از کسب و کارهاي الکترونيکي مفهومي به نام کسب و کارهاي الکترونيکي پويا است که مي توان آنرا موج سوم تکامل کسب و کارهاي الکترونيکي بعد از B2B و B2C دانست . کسب و کارهاي الکترونيکي پويا در رابطه با اين است که چگونه سازمانها مي توانند سيستم ها را در سه بعد اينترانت ، اکسترانت و اينترنت در يک حالت پويا ، يکپارچه و منسجم کنند .کسب و کار الکترونيکي پويا به آنها اجازه اصلاح سريع تر و ساده تر سيستمهاي موجود در زماني که فرآيندهاي کسب و کار نيازمند تغييرات است مي دهد و تمرکز روي يکپارچگي و پيچيدگي زير ساختاري B2B از راه اهرم قرار دادن و قدرت نفوذ مزاياي استانداردهاي اينترنت و زير ساختارهاي عمومي براي ايجاد کارايي هاي بهينه براي رشته هاي کامپيوتري درون و بيرون سازماني ، دارد. (منبع شماره 3)
مزيت عمده کسب و کارهاي الکترونيکي پويا، خارجي کردن فرايندهاي کسب و کاري يک شرکت به شيوه اي استاندارد و بهره برداري از فرايندهاي کسب و کاري فراهم شده از راه بخشهاي ديگر براي خلق کاربردها يا فرايندهاي جديد که از راه يکپارچه سازي عواملي، مانند: فرآيندهاي خارجي و داخلي به صورت پويا حاصل ميشود. پس بايستي گفت که وب به عنوان خانواده اي از استانداردها است که به شرکت کنندگان در کسب و کار الکترونيکي اجازه کشف يكديگر را مي دهد و ارتباطي بر مبناي پروتکل هاي مشابه و آشنا را برقرار ميسازد؛ پرسشها را پاسخ داده، داده ها و اطلاعات را مبادله مي كند.
مفهومى که در مدیریت زمان همگان از آن غافل مانده اند این است که ما باید خود را اداره کنیم نه زمان را. زیرا در حقیقت زمان اداره ناشدنى است و در حال گذر است و این ما هستیم که باید از زمان به درستى استفاده کرده و از آن بهره ببریم. بنابر نظر برخى از علماى مدیریت، مدیریت زمان در واقع همان مدیریت بر خویشتن است و جالب است بدانید که مهارت هایى که ما براى اداره کردن دیگران نیاز داریم همان مهارت هایى است که براى اداره کردن خود به آن نیازمندیم و از آنها بهره مى بریم مانند توانایى هاى مدیریت و برنامه ریزى، رهبرى کنترل، مدیریت منابع و غیره.
شناخت درست و به موقع عواملى که وقت ما را هدر مى دهند بسیار مهم است چون بدین ترتیب راه درمان بیمارى اتلاف وقت را کوتاه خواهیم کرد. بد نیست اندکى با خود تأمل کرده و از خود بپرسیم که وقت روزانه ما صرف چه امورى مى شود؟


اصل اول: در زندگی ، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید
اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار می رودکه قبل از آن که نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید.
.........
اصل سوم: پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام ، کسی به شما رقم فوق العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد. به همین ترتیب قبل از آن که بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام ومزایایش زحمت بکشید.
اصل چهارم: اگر فکر می کنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید.پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.
اصل پنجم: آشپزی در رستورانها با غرور و شان شما تصاد ندارد.پدرپزرگهای ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظرآنها این کار ((یک فرصت)) بود.
اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.
اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشوید، والدین شما هم جوانان پرشوری بودند و به قدری که اکنون به نظر شما می رسد، ملال آور نبودند.
فيليپ كاتلر (PHILIP KOTLER) در سال 1931 در شيكاگو متولد شد. ليسانس را از دانشگاه دي پل، فوق ليسانس را در رشته اقتصاد از دانشگاه شيكاگو، دكتري را در همان رشته از MIT و فوق دكتري رياضي را از هاروارد و فوق دكتري علم و فناوري را از دانشگاه شيكاگو اخذ كرد. او از سال 1969 استاد رشته بازاريابي بين المللي دانشگاه نورث وسترن است. اين دانشگاه از اولين مراكزي بود كه در آن بازاريابي تدريس مي شد. نام كاتلر با واژه بازاريابي عجين شده است. او را بي هيچ ترديد پدر بازاريابي مي خوانند.
از دهه 1970 كه انديشه بازاريابي پس از دو دهه دوران شكوفايي اقتصادي در غرب و همزمان با ركود ناشي از شوك نفتي و مسائل اقتصادي مطرح و به رسميت شناخته شد، نام او بيش از ديگران در اين زمينه به گوش خورده است. كارنامه پررنگ و بار او در زمينه بازاريابي منحصر به فرد است.
تأليف 34 كتاب و بيش از 100 مقاله كه در مجلات معتبري نظير مجله هاروارد بيزينس ريويو منتشر شده گواه مطلب است. كتـــــاب اصول بازاريابي او كتاب مرجع بي بديل همه دانش پژوهان و پژوهشگران در اين زمينه است. كتابهاي او به بيش از 30 زبان دنيا ترجمه شده است. كاتلر به راستي بنيانگذار مديريت نوين بازاريابي است و بيش از هر نويسنده يا متفكر ديگر درگسترش اهميت بازاريابي و تغيير نگرش به آن از يك فعالت جنبي به فعاليت مهم و اصلي نقش ايفا كرده است. او مـــدرس، نويسنده و سخنران برجسته اي است كه مسافرتهاي بسيار به اروپا، آسيا و آمريكاي جنوبي براي سخنراني و مشاوره داشته و از دانشگاههاي معتبر دنيا دكتراي افتخاري دريافت داشته است. كاتلر سالهاي متمادي مشاور شركتهاي بزرگي همچون AT&T, IBM ،جنرال الكتريك، فورد، موتورولا، مرك، بــانك آمريكا و... بوده و دانسته هاي خود را در زمينه برنامه ريزي و سازماندهي بين المللي بازاريابي به اين شركتها منتقل كرده است. او عضو هيئت مشورتي بنياد دراكر، رئيس هيئت مديره دانشكده بازاريابي موسسه علوم مديريت و مديرعامل انجمن بازاريابي آمريكا (IMR) است...
دیروز من یک طرح مبارزه با بدحجابی را پیشنهاد کردم، اما یک آقای محترم و باحال و متفکر و اندیشمندی از اعضای ائتلاف آبادگران، به اسم سید مهدی طباطبائی روی دست من بلند شده و گفته است که « کسانی که نمی خواهند حجاب را رعایت کنند، از کشور بروند.». ضمن تائید این پیشنهاد، روشهای عملیاتی کردن آن را به شرح زیر اعلام می کنیم.
اول: فرض می کنیم که با محاسبات طبیعی مربوط به وضع جامعه و تعریف اصولگرایان از حجاب و جمعیت شهرها و روستاها، احتمالا هفتاد درصد زنان این کشور بدحجاب هستند، یا دوست ندارند حجاب را رعایت کنند، اما من مطمئنم به محض این که این پیشنهاد اعلام شود، حداقل 85 درصد از زنانی که حجاب دارند هم فورا حجاب شان را برمی دارند، تا بتوانند هرچه سریع تر بروند، اما یک مشکل مهم وجود دارد.
دوم: فرض می کنیم که 70 درصد زنان ایران که نمی خواهند حجاب را رعایت کنند، جمعیتی در حدود 25 میلیون نفر بشوند و قرار شود این افراد از کشور بروند، کجا بروند؟ در این دنیای تنگ و تاریک و شلوغ چطوری برای 50 میلیون نفر جا پیدا کنیم؟ الآن جمهوری اسلامی شش میلیون اسرائیلی را می خواهد از کشورشان منتقل کند، جایی برای آنها پیدا نمی شود، این 25 میلیون نفر باید کجا بروند؟ تازه این 25 میلیون نفر اکثرا یا شوهر دارند، یا بچه دارند، یا نامزد دارند، یا دوست پسر دارند، یا پدرومادر دارند و در هر حال هر کدام حداقل یک نفر دیگر را هم می خواهند با خودشان ببرند، می شوند پنجاه میلیون نفر، فکر می کنید این پنجاه میلیون نفر را در کجای جهان می شود جاداد؟
سوم: فرض کنیم که این پنجاه میلیون نفر هم از کشور ایران بروند، یعنی ایران بشود یک کشور 20 میلیونی با یک جمعیت یکدست، مثل کابینه یکدست آقای احمدی نژاد، این پنجاه میلیون هم بروند یک کشور برای خودشان درست کنند، این بیست میلیون نفر باقیمانده چطوری می خواهند مملکت را اداره کنند و از گرسنگی نمیرند و روزشان را شب کنند؟ فکر می کنید اگر بدحجاب ها با خانواده شان از ایران بروند، در آن مملکت دیگر ماشینی راه می رود و تلفنی زنگ می زند؟ تازه، اکثر این افراد پولدار هم هستند، اگر بخواهیم اموال شان را مصادره کنیم، طول می کشد، اگر بخواهیم مثل اسرائیل یک دفعه بریزیم شان با کامیون از مملکت بیرون، آن وقت تا هشتاد سال دیگر باید جلوی برگشتن شان را به کشور بگیریم.
چهارم: فرض کنیم که هفتاد درصد جمعیت ایران که اکثرا هم جوان هستند و طبعا خوش تیپ و مامانی هم هستند، همه از ایران بروند، و یک کشور با بیست میلیون پیرمرد و پیرزن زشت و بدقیافه بمانند که از صبح تا شب با ماشین شان با هم تصادف کنند و روزی یک هواپیمای آن سقوط کند و وبا و طاعون و ههمه این بیماری ها هم همه گیر شود، چون احتمالا وقتی بدحجاب ها بروند، لابد فقط 2 درصد پزشکان در کشور باقی می مانند که آنها هم باید از داروخانه ها و بیمارستانها نگهبانی بدهند.
پنجم: نمی خواهد این فرضیات را ادامه دهیم، قبلا یک آقای محترمی به بیست درصد ملت که برای شان مهم بود که عضو حزب رستاخیز نشوند، گفته بود: « هرکسی نمی خواهد عضو حزب رستاخیز شود، گذرنامه اش را بردارد و از ایران برود.» خدا رحمتش کند، دو سال بعد از این اظهار نظر، این آقای محترم داشت در پاناما دنبال کشوری می گشت که به او پناهندگی بدهد تا بتواند شش ماه آخر عمرش را راحت بمیرد و چنین کشوری پیدا نمی شد.
ششم: فرض کنیم که بدحجاب ها، دگر اندیشان، پولدارها، مخالفان سیاسی، مهاجرین از کشور، کسانی که با سیاست های اقتصادی کشور مخالفند و در فقر بسر می برند، را جمع کنیم و اینها بشوند 90 درصد مردم ایران، آیا بهتر نیست که اگر قرار است کسی برود، آن نود درصد که می توانند همدیگر را تحمل کنند، بمانند و آن ده درصد یک سرمایه ای از آن نود درصد بگیرند و از کشور بروند؟
هفتم: حکومت ایران تصمیم دارد شش میلیارد نفر از مردم جهان را که 98 درصدشان بدحجاب یا بی حجاب هستند، از دست استکبار جهانی نجات دهد و آنها را اداره کند، اما 70 درصد جمعیت کشور خودش را نمی تواند تحمل کند.
هشتم: لطفا قبل از دادن حکم خروج بدحجاب ها از کشور، حداقل ممنوعیت خروج آنها را لغو کنید که بتوانید از شرشان راحت شوید.
نتیجه گیری اخلاقی: در صورتی که احساس کردید گنجشک هستید و خواستید مناری را که با مافوق تان مشکل دارد، به جای دیگری فرو کنید، لطفا به گنجایش خودتان هم فکر کنید.
سید ابراهیم نبوی
در تهران هم فیلمی بود، یک عده خانم های خوش تیپ، همگی سرخاب سفیدآب کرده و تبدیل شده به جنیفر گریان مثل همیشه بغل دستجات سینه زنی راه می رفتند، برادران هم همگی کربلایی دی کاپریو یک دست زنجیر و یک دست موبایل مشغول عزاداری بودند. عکس های عزاداری میدان محسنی جالب بود. این هموطنان عزیز قدرت بی نظیری دارند که در مدت پنجاه سال هر چیزی را به شکلی که دوست دارند دربیاورند، البته مشکل این است که پنجاه سال زمانی طولانی است. این عکس را از عزاداری میدان محسنی ببینید.